
دوباره در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «دوباره» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. مرسی از اینکه کمکم میکنی اروم شم (ف.ه) امروز میخوام شروع کنم براتون بگم ساعت به وقت اینجا 11:47 و من امروز به دلایلی مدرسه نرفتم ، خیلی پشیمونم و با توجه به حساسیت زیادی که روی درسم دارم خیلی خیلی خیلی عذاب وجدان گرفتم اما.. -_- ...
ادامه مطلب
تولدم مبارکپنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ★0:13│ امروز تولدم بود ... یه سال بزرگ تر شدم . قرار نبود بیام توی این وبلاگ مطلب بذارم یعنی اصلا بهش فکر نکردم به اون دفتره فکر کرده بود که هیچ وقت توش چیزی نمی نویسم . حالت تهوه دارم ....حالت تهوه رو چه جوری مینویسن ؟ درست نوشتم ؟ نمیدونم ؟ دارم اهنگ جدید...
ادامه مطلب
این روزا بیشتر میرم لنز انگار نه انگار یه بار بابام خیلی خوب دعوام کرد و بهم گفت که نرم دیگه لنز ... ارشیا برگشته لنز همین امروز اومد پیجم ، همین امروز اومد درخواستمو تایید کرد .... همین امروز با هم حرف زدیم ... از هردری ، جا زد که فامیلیش کفایی و اسمش کیبد بوده ... ولی میدونم اونطوریه ... این روزا میخوام یه زندگی جدید شروع کنم از یکشنبه این هفته کلاس گیتارم شروع شد ، دارم یاد میگیرم ، استادم باحاله اسمش مانیه فامیلیش هم زندی ، 500 هزار تومن هم پول گیتار دادم ، میخوام خوب یاد بگیرم امروز رفته بودم یه مشکلی تو خوندن نت ها داشتم که بهم توضیح بده توضیح داد سازمو کوک ...
ادامه مطلب
حدود دو روز از ورود ما به کشور سوئد می گذره ... توی خونه ی یکی از دوستای پدرم اقامت داریم به نام آقای جوادیان ... امشب میخوان برن خونه ببینن ... 1 شنبه میریم خونه امون ... تا 6 ماه اقامت داریم ....و ... اقای جوادیان میگه فقط کاقیه بیاین .. واسه موندن همه کار میشه کرد... شماره تلفن سوئدی هم گرفتیم ... البته الان در یکی از شهر های اطراف گوتبری اقامت داریم... حسه خیلی عجیبیه ... هوا خیلی خوبه و و همه جا سبز و زیباست ... از جدا شدن از خانواده و دوستان در هنگام خداحافظی و... نمیگم ... خیلی تلخ بود... مادر بزرگم توی فرودگاه اشک های سوزناک می ریخت ....فقط مامان بزرگ و اقاجون و دایی سعید ...
ادامه مطلب